ايرج افشار
380
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
تأخير در هرحال كه بود برمىخاست و حريفان بازى مرخص مىشدند . از بازى هم فقط مقصودش گذراندن وقت بود . خيلى هم در بازيهايى كه مىكرد درست و خوشحساب بود و اتفاقا بر خلاف خوى طبيعى خيلى هم شوخى مىكرد . عادتش هم اين بود كه در آخرين شب مسافرت بعد از آنكه بازى تمام مىشد و مىخواست به سر شام برود از حرفا مىپرسيد كه كى برده و كى باخته است و اگر خودش در نتيجهء چند شب بازى برده بود هرچه برده بود پيش حريفان مىگذاشت تا آنها كه باختهاند آن مبلغ را متناسب در ميان خود قسمت كنند . يك صفت ديگر كه در پهلوى بود و البته شرط مهمّ نظم در زندگى به شمار مىآمد دقت و مراقبت او در حسابهاى شخصى بود و خيلى سعى داشت كه خود را درستحساب و صحيح العمل نشان بدهد . حساب ذرّه و مثقال را نگاه مىداشت و از نقير و قطمير صرفنظر نمىكرد ، خاصّه اگر پاى منافع شخصى هم در ميان بود . به همين جهت هم ادارهء حسابدارى او يكى از ادارات خيلى منظم بود و مستقيما زير نظر خودش اداره مىشد . به خاطر دارم كه يك روز از رئيس حسابدارى دربار پرسيد كه ماليات املاك مرا تماما به وزارت دارايى پرداختهايد يا خير . رئيس حسابدارى گفت هنوز بعضى از قسمتها باقى است و پرداخته نشده است . سخت برآشفت و به رئيس حسابدارى خيلى [ 37 ] بد گفت كه چرا گذاشتهايد تا حال بماند . البته فورا برويد و بپردازيد و قبض رسيدش را بياوريد . يكى از آشنايان من كه سالهاى دراز در كرمانشاهان اقامت داشت و چند سال پيش به تهران آمده بود نقل مىكرد كه رضا شاه در موقعى كه فرمانفرما والى ايالت غرب و در كرمانشاهان بود جزء صاحبمنصبان قزاق مأمور آنجا بود و مدّتى در آنجا اقامت داشت و در اين مدّت توقّف خود در كرمانشاهان با شخص خيّاطى كه در ميدان توپخانه دكهء خيّاطى داشت آشنا شده بود و غالبا در مواقع بيكارى به دكهء او مىرفت و چند ساعت وقت خود را در آنجا مىگذرانيد و با او طورى رايگان شده بود كه هروقت بىپول بود خودش مىرفت و جعبهء دخل استاد خيّاط را باز مىكرد و هرچه لازم داشت از آنجا برمىداشت و هروقت كه مواجب مىگرفت و پولدار مىشد تمام پولى را كه از جعبهء خيّاط برداشته بود به جايش مىگذاشت و